September 17، 2007

هنر تبلیغات-1


پینوشت: من نمی‌دونم این کیه که همین طور الکی اینجا رو پینگ می‌کنه؟!

September 03، 2007

نظریه گروه خاموش

نظریه گروه خاموش نظریه‌ای انتقادی است چرا که با مفاهیمی چون قدرت و نحوه اِعمال آن سروکار دارد. نظریه‌های انتقادی به روش‌های گوناگون انسان‌ها را به دو دسته افراد صاحب قدرت و افراد فاقد قدرت تقسیم می‌کنند. در این نظریه زنان و مردان در دو سر طیف قدرت قرار دارند؛ بدین ترتیب که مردان در گروه صاحبان قدرت وزنان در گروه افراد فاقد قدرت قرار می‌گیرند.
بر اساس نظریه گروه خاموش، فرهنگ محدوده زبان را مشخص می‌کند و از آن‌جا که مردان در مقایسه با زنان از قدرت بیشتری برخوردارند، تأثیر و نفوذ بیشتری بر زبان دارند. این نفوذ خود باعث می‌شود تا شاهد گرایش‌های مردانه بیشتری در زبان باشیم. بر اساس نظریه گروه خاموش این مردان هستند که واژه‌ها و معانی را در فرهنگ خلق می کنند و بدین ترتیب این امکان را می‌یابند تا به ابراز دیدگاه‌ها و عقاید خود بپردازند. از طرف دیگر زنان در خلق معانی نقشی ندارند و از هیچ‌گونه ابزاری برای بیان وابراز عقاید و دیدگاه‌های خاص خود نیز برخوردار نیستند.
نظریه گروه خاموش بر اساس سه اصل شکل گرفته است:
1. زنان و مردان درک متفاوتی از جهان دارند؛ چرا که تجربیاتی که درک آن‌ها را از جهان شکل می دهند، متفاوت هستند. این تجربیات متفاوت نیز خود به علت نقش‌های متفاوت مردان و زنان در جامعه شکل گرفته‌اند.
2. مردان از قدرت خود استفاده سیاسی می‌کنند. مردان به منظور استمرار و تداوم قدرت خود همیشه تلاش می‌کنند تا عقاید و دیدگاه‌های زنان را سرکوب کنند و مانع از آن شوند تا معانی و باورهای آنان مقبولیت عمومی یابند.
3. زنان تنها در صورتی می توانند به ابراز وجود بپردازند که عقاید، دیدگاه‌ها، معانی و تجربیات خود را با زبان مردان سازگار کنند.
اصول بالا به طرح فرضیاتی منجر شده است که در حوزه ارتباطات و مطالعات زنان مورد توجه کارشناسان قرار گرفته‌اند:
1. زنان نسبت به مردان در ابراز نظرها و دیدگاه‌های خود با دشواری بیشتری روبرو هستند.
2. زنان اغلب می‌توانند به راحتی منظور مردان را درک کنند در حالی که مردان در درک منظور و مقصود زنان اغلب با مشکل مواجهند.
3. زنان برای برقراری ارتباط با یکدیگر از رسانه‌هایی استفاده می‌کنند که مورد تأیید ارتباط‌‌ گران مرد که اکثر رسانه‌ها را تحت سلطه خود دارند، نیستند.
4. زنان در مقایسه با مردان کم‌تر از نتایج حاصل از فرآیندهای ارتباطی که در آن‌ها شرکت دارند، احساس رضایت می‌کنند.
5. احتمال آن که زنان، کلمات و اصطلاحاتی جدید را خلق کنند بسیار کم است؛ اما دربعضی موارد برای انتقال مفاهیمی که مختص زنان است، دست به این کار می‌زنند.
نظریه گروه خاموش هیچ‌گاه ادعا نمی‌کند که این تفاوت‌ها ریشه‌هایی زیست‌شناختی دارند. براساس این نظریه زبان یکی از ابزارهای عمده برای اِعمال قدرت است که در اختیار مردان قرار دارد . این نظریه خاطرنشان می‌سازد که درصورتی که مردان این ابزار قدرتمند را در اختیار نداشته باشند، موقعیت برتر خود را از دست خواهند داد.

پینوشت: هرگونه گرایش فمینیستی تکذیب می شود!!