July 29، 2007

نظریه مارپیچ سکوت

الیزابت نوئل نیومن در نظریه مارپیچ سکوت تلاش دارد تا نشان دهد چرا مردم در صورتی که فکر کنند در اقلیت قرار دارند تمایلی به بیان عقایدشان نخواهند داشت. نظریه مارپیچ سکوت به تشریح فشار فزاینده‌ای می‌پردازد که به گمان مردمی که فکر می‌کنند در اقلیت هستند، برای پنهان کردن عقایدشان بر آن‌ها وارد می‌شود.
این نظریه بر اساس سه فرضیه زیرطراحی شده‌است:
1) مردم از نوعی توانایی شبه آماری یا همان حس ششم برخوردارند که به آن‌ها امکان می‌دهد افکار و عقاید حاکم بر فضای عمومی جامعه راحتی بدون مراجعه یه نتایج نظرسنجی‌ها تشخیص دهند.
2) مردم از قرار‌گرفتن در انزوا بیم دارند و می‌دانند بیشتر چه نوع رفتارهایی ممکن است آن‌ها را از نظر اجتماعی منزوی کند.
3) مردم عمدتاً به دلیل ترس از انزوای اجتماعی از ابراز آن دسته از افکار و عقایدشان که در اقلیت است، خودداری می‌کنند.
نوئل نیومن در کتابی که در سال 1984 منتشر کرد به بررسی افکار عمومی به عنوان نوعی ابزار برای کنترل جامعه پرداخت. انسان‌ها تقریباً به صورت غریزی عقاید و نظرات پیرامون خود را مورد توجه قرار می‌دهند. سپس رفتاری را برمی‌گزینند که با گرایش‌ها و رویکردهای غالب در جامعه هماهنگ باشد و قابل‌قبول جلوه کند.
هر چه شخص افکار و نظرات خود را به افکار و آرای غالب در جامعه نزدیک‌تر ببیند تمایل بیشتری به ابراز آزادانه و علنی نظراتش در ملأ عام نشان خواهد داد. اما اگر گرایشات عمومی تغییر پیدا کنند همین شخص نیز درمی‌یابد که دیگر نظراتش از نظر جمع مطلوب نیست و در نتیجه تمایل کم‌تری به بیان علنی آن‌ها خواهد داشت. هر چه فاصله بین افکار عمومی و نظرات شخصی انسان افزایش یابد به همان اندازه نیز تمایل او برای بیان عقایدش کاهش می‌یابد.


کاربردهای نظریه مارپیچ سکوت

  • پژوهش‌های مربوط به تأثیرات رسانه‌های جمعی
  • نظرسنجی‌های آماری
  • پژوهش‌های مربوط به افکار عمومی
  • چگونگی آگاهی مردم ازتغییر در افکار عمومی

نقاط قوت نظریه

  • به خوبی مشخص می‌کند که چرا مردم در صورت قرار داشتن در گروه اقلیت تمایلی به ابراز عقیده نخواهند داشت.
  • نشان می‌دهد چرا مردم از ابراز احساسات واقعی خود اجتناب می‌کنند و بدین ترتیب خطر انزوای اجتماعی را نمی‌پذیرند.
  • به خوبی رابطه بین تأثیرات رسانه‌های جمعی و افکار عمومی را نشان می‌دهد.
  • در واقع فرایندهایی که افکار عمومی را شکل می‌دهند جامعه را منسجم نگه می‌دارند. مارپیچ‌های سکوت تضادها و اختلافاتی را که جامعه را تهدید می‌کنند و راه‌حلی نیز برای رفع آن‌ها پیدا نشده‌است، برطرف می‌کنند.

نقاط ضعف نظریه

  • این نظریه نمی‌تواند مواردی را که نظرات مطرح در رسانه‌های جمعی با نظرات غالب در خارج از این رسانه‌ها هماهنگی ندارد، توضیح دهد.
  • آیا واقعاً انسان‌ها خود می‌توانند به صورت غریزی و بدون مراجعه به مدارک و شواهد، افکار عمومی را تشخیص دهند؟
  • آیا واقعاً می‌توانیم تشخیص دهیم که در کدام گروه جای داریم؟ اقلیت یا اکثریت؟ مردم اغلب به اشتباه تصور می‌کنند همه درست مانند آن‌ها فکر می‌کنند.
  • نظریه مارپیچ سکوت نسبت به تأثیر نافذ افکار و عقاید افراد متعهدی که آرا و عقایدشان در تضاد با افکارعمومی قرار دارد، قضاوت منصفانه‌ای ندارد.

معمای ایران


عکس روی جلد هفته‌نامه اکونومیست، 21 جولای 2007

July 26، 2007

قضاوت با شما

چند روز پیش کامنتی برای کامران نجف‌زاده گذاشته بودم به این مضمون:
مدتی میشه که توهین و تحقیر دیدگاه مخالف و حتی مقامات رسمی کشورهای خارجی آن هم به بدترین شکل ممکن در رسانه به اصطلاح ملی و بخصوص بخش خبری بیست و سی و باز هم بخصوص خبرها و گزارشهای چند فرد خاص از جمله شخص شما تبدیل به یک عادت شده. تنها شبکه خبری که مثل صداوسیمابه این اصل حرفه ای توجه نمی کنه صدای آمریکا و البته بعضی برنامه های شبکه فاکس نیوزه که اون ها هم شبکه های دولتین.
این کامنت هم یه تنوعیه بین این همه کامنت های هواداران سینه چاک شما. البته اگر به تیغ سانسور گرفتار نشه.
شاد باشید

این هم جواب این آقاست به کامنت من که البته به علت اشکالی که از دیروز در سیستم کامنت‌گذاری هالواسکن پیش اومده نمایش داده نمیشه:

esm e jalebi dari ama sath e savadet mese
dabirestaneast!

حالا خودتون قضاوت کنید. فکر می کنم یکی از اصول وبلاگ‌نویسی تحمل دیدگاه‌های انتقادی و مخالف و دادن پاسخی منطقی و به دور از توهین باشه یا حداقل فکر می‌کردم یک خبرنگار این رو می‌دونه!! هرچند مثل این‌که اشتباه می کردم!!

July 25، 2007

روزنامه‌نگاری شهروندی

بر اساس تفکری که روزنامه‌نگاری شهروندی را شکل می‌دهد همه مردم بدون نیاز به گذراندن دوره‌های تخصصی روزنامه‌نگاری می‌توانند به صورت فردی یا گروهی، با بهره‌گیری از ابزارها و امکانات جدیدی که پیشرفت فناوری در اختیارشان قرار داده ‌است به اطلاع‌رسانی بپردازند، اطلاعات ارائه شده در رسانه‌ها را تکمیل کنند یا این اطلاعات را از نظر صحت مورد بررسی قرار دهند. به عنوان نمونه هر شهروند می تواند اخبار جلسات شورای شهر محل سکونت خود را از طریق وبلاگ در اختیارهمشهری‌هایش قرار دهد. همین شهروند می‌تواند مقاله‌ای را که در یکی از روزنامه‌های متعلق به جریان غالب رسانه‌ای چاپ شده‌ است، از نظر صحت بررسی کند و سپس اشتباهات یا جهت‌گیری‌های آن را در وبلاگ خود مطرح کند. شهروندی دیگر نیز می‌تواند با کمک دوربین عکاسی یا فیلم‌برداری دیجیتال تصاویری از رویدادی که در شهرش اتفاق افتاده و از ارزش خبری نیز برخوردار است، تهیه کند و از طریق اینترنت در معرض دید عموم قرار دهد.
همه این فعالیت‌ها را می‌توان روزنامه‌نگاری نامید گرچه چیزی بیش از مشاهداتی ساده از صحنه وقوع رویدادهایی مهم نیستند. امروزه به واسطه رواج گسترده وسایل متنوع فیلم‌برداری از قبیل دوربین‌های کوچک دیجیتال و تلفن‌های همراه مجهز به دوربین فیلم‌برداری یک شهروند معمولی نیز می‌تواند خود خبر تهیه کند و آن را در سطح جهان منتشر سازد، فعالیتی که تا پیش از این تنها در قلمروی حرفه‌ای روزنامه‌نگاران و سازمان‌های رسانه‌ای قابل انجام بود.
امروزه اختلاف نظرهای فراوانی در مورد روزنامه‌نگاری شهروندی پدید آمده است. بسیاری از روزنامه‌نگاران حرفه‌ای معتقدند که تنها یک روزنامه‌نگار آموزش‌دیده می‌تواند سختی‌ها و اصول اخلاقی مطرح در گزارشگری خبری را درک کند. با این وجود بسیاری از همین روزنامه‌نگاران حرفه‌ای نیز خود وبلاگ دارند و از طریق اینترنت و خارج از نظام سنتی سلسله مراتبی روزنامه‌نگاری در مورد رویدادهای خبری اظهارنظر و اطلاع‌رسانی می‌کنند.
یکی از مفاهیم پابه‌ای در روزنامه‌نگاری شهروندی به این نکته اشاره دارد که خبرنگاران و برنامه‌های خبری رسانه‌های متعلق به جریان غالب رسانه‌ای تنها منبع دریافت دانش و اطلاعات در مورد رویدادی خاص نیستند. امروزه بسیاری از این رسانه‌ها که گاه آن‌ها را ابررسانه نیز می‌نامیم در تلاش هستند تا با اختصاص بخشی از برنامه‌های خود به انعکاس نظرات مخاطبان یا تهیه برنامه‌ای که تنها گزارش‌های خبری تولید‌شده توسط شهروندان را پخش می‌کند، اطلاعات و دانسته‌های مخاطبان را در اختیار بگیرند و از آن نهایت بهره را ببرند. شبکه سی‌ان‌ان نیز در همین راستا بخشی را با نام i-report به گزارش‌های تهیه شده توسط مردم اختصاص داده است.
یکی از پیشتازان روزنامه‌نگاری شهروندی سایت خبری OhmyNews است که در اوایل سال 2000 در کره جنوبی کار خود را آغاز کرد و به دو زبان کره‌ای و انگلیسی در دسترس قرار دارد. این سایت اکنون یکی از پرطرفدارترین منابع خبری در کره جنوبی است. این سایت خبری از خدمات روزنامه‌نگاران حرفه‌ای نیز استفاده می کند. شهروندان در قبال ارائه مطالب یا تصاویر خبری به این سایت مبلغ اندکی نیز به عنوان دستمزد دریافت می‌کنند.
بسیاری از روزنامه‌نگاران سنتی و حتی بسیاری ازکسانی که خود در زمینه روزنامه‌نگاری شهروندی فعال هستند با استفاده از اصطلاح روزنامه‌نگاری شهروندی مخالفند. بر اساس استدلال این عده، روزنامه‌نگاران حرفه‌ای نیز خود شهروند هستند و این اصطلاح آنان را نیز شامل می‌شود. به گفته این افراد درصورتی می‌توان از عبارت روزنامه‌نگاری شهروندی در معنای رایج آن استفاده کرد که روزنامه‌نگاران حرفه‌ای را بیگانگانی بدانیم که از سیاره‌ای دوردست به زمین آمده‌اند و به فعالیت روزنامه‌نگاری مشغولند!!!
در همین راستا بسیاری از کارشناسان و استادان ارتباطات و روزنامه‌نگاری اصطلاحات دیگری مانند grassroots journalism, participatory journalism, hyperlocal journalism, stand-alone journalism, bottom-up journalism, open source journalism,, networked journalism و distributed journalism را برای جایگزینی آن(citizen journalism) پیشنهاد کرده اند.

July 23، 2007

A MAN CALLED OLD FASHION

یکی از دوست داشتنی‌ترین و جالب‌ترین (منظورم همون با‌حال‌ترینه!!) وبلاگ‌هایی که هر روز بهشون سر می زنم: آقای اولد‌فشن

July 15، 2007

@ddicted?!

July 11، 2007

فرهنگ‌ها در گذر زمان

تاریخ بشر گورستان فرهنگ‌های بزرگی است که پایان فاجعه‌آمیز آن‌ها بدان سبب است که نتوانستند در برابر چالش، واکنشی برنامه‌ریزی‌شده، بخردانه و ارادی بروز دهند. (اریک فروم)

July 08، 2007

Embedded Journalist

اگر کتاب‌ها ومقالاتی را که درمورد پوشش خبری جنگ عراق هستند مطالعه کرده باشید، حتماً با اصطلاح embedded journalist برخورد کرده‌اید. این روزنامه‌نگاران، خبرنگارانی هستند که به واحدهای نظامی درگیر عملیات جنگی الحاق می شوند. شاید بتوان این اصطلاح را برای اطلاق به خبرنگاران حاضر در جنگ‌های گذشته نیز یه کار برد اما این عبارت اولین بار در پوشش رسانه‌ای جنگ عراق در سال 2003 به کار برده شد. رسانه‌های خبری آمریکا از میزان دسترسی خبرنگارانشان به اخبار و اطلاعات در جنگ اول خلیج فارس در سال 1991 و حمله آمریکا به افغانستان در سال 2001 رضایت نداشتند. به همین علت نیز ارتش آمریکا با طراحی برنامه‌ای جدید به فشارهای این رسانه‌ها پاسخ داد. مقامات ارتش آمریکا خود بارها علت اتخاذ چنین سیاستی را پیروزی در جنگ اطلاعات عنوان کرده اند و این برنامه را تلاشی در جهت سلطه بر محیط اطلاعاتی می دانند.
در نوامبر سال 2002 دوره‌هایی برای آموزش این خبرنگاران قبل ازحمله ابتدایی به عراق در مارس 2003، آغاز شد. در آغاز جنگ حدود 775 خبرنگار و عکاس خبری تحت عنوان embedded journalist به مناطق جنگی اعزام شدند. البته این خبرنگاران و سازمان‌های خبری متبوعشان قبل از اعزام و الحاق به واحدهای نظامی قراردادهایی را با ارتش امریکا امضا می کردند. این قراردادها موضوعاتی را که خبرنگاران اجازه داشتند درمورد آن‌ها گزارش و خبر تهیه کنند، مشخص می کردند. خبرنگاران اجازه ندارند در گزارش های خود به مأموریت های بعدی یا تسلیحات به کار رفته در عملیات نظامی اشاره کنند. مفاد این قراردادها آن قدر محدود کننده است که ارتش آمریکا می تواند با کوچک‌ترین بهانه ای جلوی فعالیت این خبرنگاران را بگیرد؛ همان طور که این مسأله بارها نیز رخ داده است. در این طرح همه ارتباطات ماهواره‌ای بین این خبرنگاران و سازمان‌های متبوعشان تحت نظارت ارتش آمریکا قرار دارد. البته ارتش این محدودیت‌ها را به علت پاره‌ای ملاحظات امنیتی می داند. ارتش معتقد است دشمن می تواند با رهگیری ارتباطات ماهواره‌ای، از محل دقیق استقرار واحدهای نظامی مطلع شود.
یکی دیگر از محدودیت‌های این طرح آن است که خبرنگارانی که خواهان شرکت در این طرح هستند حتماً باید به رسانه‌ای خبری وابسته باشند. به عبارت دیگر اجازه حضور و همراهی با واحدهای نظامی و تهیه گزارش از جنگ برای روزنامه‌نگاران آزاد میسر نیست.
بسیاری از استادان روزنامه‌نگاری به ادامه این روند بدبین هستند و این سیاست را گامی در جهت تحریف پوشش خبری جنگ می‌دانند. از نظر این منتقدان این گونه از خبرنگاران چنان با واحد نظامی همراهشان خو می‌گیرند و یکی می‌شوند که خود را عضوی از آن می‌دانند و بنابراین ازانتشار اخبار و تهیه گزارش‌هایی که به ضرر این گروه باشند، خودداری می‌کنند. بدین ترتیب عینیت گزارش‌های آنان نیز زیر سؤال می‌رود. این نگرانی نیز بارها از سوی بنیاد پوینتر که یکی از سازمان‌های بزرگ رسانه‌ای است، مطرح شده است.
با این حال به یمن حضور این خبرنگاران و همراهی ٱنان با واحدهای نظامی است که در جنگ عراق شاهد گزارش ها و تصاویری هستیم که در مقایسه با گزارش‌ها و تصاویر جنگ افغانستان چه از نظر فراوانی و چه از نظر کیفیت بسیار متفاوت هستند. تعداد گزارش‌ها و تصاویری که یه صورت زنده از صحنه‌های جنگ پخش می شود در مقایسه با جنگ های شذسته بسیار چشمگیر است.
برای اطلاعات بیشتر درمورد پوشش خبری جنگ عراق و اصطلاح embedded journalist به کتاب Media at War: The Iraq Crisis مراجعه کنید.
پی نوشت: اگر معادل مناسبی برای embedded journalist به ذهنتون رسید حتماً در بخش نظرات مطرح کنید.